وقتی گاوم زایید

به بهانۀ نمایشگاه نقاشی های کوچک جلال الدین مشمولی در گالری هنر بابل

 

در میانه بادهای بهاری زندگی رنگ و بوی دیگری دارد. رقص صنوبرها، کوکوی مرغ شب‏خوان، صدای وزش باد لابلای خیال و رودخانه ‏ای که آبش هر روز گرم ‏تر می ‏شود تا به خوبی میزبان تن ‏های عریانی باشد که در ماه‏ های پایانی بهار و تابستان پوستشان را به نوازش آب ‏های روان می‏ سپارند.

بسیاری از هنرمندان بدون آنکه در پی یک آفرینش عجیب و به دور از ذهن باشند، در ساده ‏ترین شکل، عناصر و موضوعات آثارشان را از طبیعت و احوالات زندگی خود دریافت می‏ کنند. از دوران انسان‏ های غارنشین تا به امروز آنجا که پای تجربه و دریافت فردی از روح زمان و مکان درمیان می ‏آمده، ساده‏ ترین بیان ‏ها موجز و مختصر و بدون رنگ و لعاب به تصویر کشیده می ‏شدند. اینگونه بود که تصاویر تأثیر و ماندگاری‏ شان را در بستر تاریخ با همزاد پنداری‏ های چند نسل در نگاه به آنها زنده نگه می‏ داشتند.

نقاشی‏ های کوچک جلال‏ الدین مشمولی به جهت انتخاب موضوع و اندازه‏ شان هم صمیمی‏ اند و هم در دسترس.

درخت ‏ها، هندوانه‏ خورها، گاوها، زنان و مادران روستایی، ماهی، دوچرخه و ... .

موضوعاتی که کار می ‏شوند از بخشی از زندگی روزمره نقاش با نگاهی هوشمندانه انتخاب و کار شده‏ اند. تابلوها هر کدام با تکنیک و ضربه‏ های قلمی آزاد، احساسی از رهایی و طبیعتی را که در مازندران ممکن است در سال‏ های آتی از یاد ببریم برایمان زنده می‏ کنند. حسی نوستالژی از آن‏ چیزهایی که در ایام کودکی و نوجوانی‏ گاه سبب شیطنت ‏ها و دردسرهایی برایمان بود.

این آثار  با اندازه ‏های کوچک‏شان حتی ممکن است سبب شوند گاو کسی بزاید. پیدایی و گسترش نسلی از خریداران و هنردوستان تازه که گاه اولویت‏ های شان را به سختی پس و پیش می‏ کنند. اما خوب می‏ دانند با حضور یک اثر هنری در زندگی‏ شان می ‏توانند راه خود را پر انرژی‏ تر بردارند و لذت بیشتری از محیط شان ببرند. چرا که با کوچک ‏تر شدن بیشتر خانه ها و دیوارهایی که بتوان آنها را با تابلوهای نقاشی زینت داد ابعاد بزرگتر از یک متر ناخواسته مختص به متمولین، اشراف و موزه‏ ها شده. برخی از کلکسیونرها نیز با نگاه به بازاری فراتر از مرزهای ایران آثار با ابعاد بزرگ را همچون کالایی با ارزش افزوده خریداری می‏ کنند تا سود بیشتری نصیب خود کنند. اما در هر صورت عمومیتی که امروز بخصوص در شهرستان‏ ها شاهد آنها هستیم حکایت شان چیز دیگر است.

این نمایشگاه نیز در ادامه نمایشگاه ‏های قبلی که با عناوین «وقتی شهری شدم»، «دوشنبه بازار»، «به شرط چاقو» و «به یاد فصل‏ ها» نام‏گذاری شده بودند، تحت تأثیر یک ضرب ‏المثل عامیانه «وقتی گاوم زایید» خوانده می ‏شود تا یادآور این نکته باشد که در هر شرایطی ممکن است گاو کسی بزاید.

 

حسین روانبخش
یازدهم اردیبهشت ماه 1393
قائمشهر

Welcome

Welcome to Hossein Ravanbakhsh's official website.This website contains a selection of Ravanbakhsh's artworks. He lives and works in Qaemshahr, Iran
 

Blog

«فام نقره ای با شیب آنیمای سی و پنج درجه»
نمایشگاه و چیدمان حجم های سفالی ریحانه گرجیان و حسین روانبخش در آموزشگاه آزاد هنری دانه، مازندران، قائمشهر بهار 1396 | 04/11/2017

نمایشگاه «فام نقره ای با شیب آنیمای سی و ... بیشتر بخوانید

More Blog Entries
2 visitors online currently